الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

12

الغدير ( فارسى )

امير مؤمنان على عليه السّلام است كه با صبغه‌اى الهى و پشتوانه‌اى غيبى در مرزبانى از اسلام محمّدى شكل مىگيرد و پايدارى توحيد را نويد مىدهد و بزرگ نعمت هدايت را براى بشريّت به ارمغان مىآورد و پويايى و بيدارى و فداكارى و جهاد پيگير اهل قبله را در احياى حق و اماتهء باطل رقم مىزند و راه رستگارى را فراروى حق‌باوران دين‌ياور هموار مىكند و مكتب تاريخساز و عدالت‌گستر تشيّع را جاودانگى مىبخشد . اين ولايت باشكوه نشاطانگيز كه جز محور اساسى فلسفهء سياسى اسلام نامى بر آن نمىتوان نهاد ، ثمرهء شگرف حماسهء مقدس غدير است كه آفتاب لقا از افق دين دميد و حجاب‌هاى ظلمانى را پاك دريد و تاريخ را آبرو داد و زندگى را معنا بخشيد و فروغش تا زواياى انديشه‌ها و اعماق جانها راه يافت . براى همين است كه وقتى به غدير مىانديشى ، احساس مىكنى بر ساحل اقيانوسى از كرامت و ايثار ايستاده‌اى . آن روز كه غدير در تاريخ گل كرد و پيامبر اكرم با آيهء تبليغ مأموريت يافت كه سبزترين پيام عرشى را به جهانيان ابلاغ فرمايد ، ولايت پا گرفت . آنگاه نسيم رحمت وزيد ، ايمان از نو شكوفا شد ، باغسار رسالت به بار نشست ، دين به كمال مطلوب رسيد و جمال حقيقى اسلام جلوه‌گر آمد . با گل‌كردن غدير ، ولايت به نام على رقم خورد ، حق وصايت بر همگان آشكار گشت ، حيات معقول دوام و قوام يافت ، خطّ مشى تكامل انسان و جامعه سامان پذيرفت و اين افتخار بزرگ و جاودان به امر خدا و به دست نبى نصيب آن غديرى مرد نامتناهى شد كه نگين كعبه ، اسوهء تقوا ، شاهد صادق ، سفينهء نجات ، فروغ هستى ، گوهر مراد ، صدّيق اكبر ، فاروق امّت ، قطب ارشاد ، قرآن ناطق ، ساقى كوثر و امام مبين بود و علم آدم ، مناجات موسى ، زهد يحيى ، عبادت عيسى و ورع يونس را يك جا در او مىتوانستى ديد . غدير با على گل كرد و منشور امامت شرف صدور يافت و به حديث ولايت زيور گرفت و براستى مگر كسى جز على شايستهء احراز چنين مقامى شامخ تواند بود ؟ آن ستودهء يزدان كه مرد ميدان عقيده و جهاد بود و دروازهء عشق و ايثار را فراروى نسلها گشود ، آن كعبهء مقصود كه آزادگى را در بندگى خدا مىديد و جز به حق و عدالت